وقتی به روزهای پایانی سال نزدیک می شویم هم خوش حالیم

و هم ناراحت خوش حالیم که تعطیلی می شویم و خستگی یک

سال تحصیلی از وجودمان در می آید .

ناراحتیم که خاطرات با بچه ها بودن را در مدرسه می گذاریم و

می رویم و انگار نه انگار روزهایی را در کنار گروهی از بچه ها

سر کرده ایم .

وقتی دوران بازنشستگی میرسد احساس ناراحتی بیشتری می

کنیم چون احساس می کنیم که کسی دیگر ما را نمی شناسد

و زمانی که در خیابان قدم می زنیم و دانش آموز کلاس اولی را

می بینیم و نمی شناسیم مگر خودش ما را بشناسد و بیاید و

احوالپرسی کند و ممکن است از کنارمان بزند و برود انگار نه انگار

معلمش بوده ایم و این خستگی ما را بیشتر می کند و

می گوییم که سی سال دیده می شدی ولی حالا...